** جلسه توجیهی و ثبت نام طرح نسیم معرفت **

زمان : دوشنبه 14 تیر ماه ساعت 5 بعدازظهر 

مکان : خیابان پیغمبریه ، حسینیه چهار انبیاء

نکته : پذیرش دانش آموز (دختر و پسر) فقط در ورودی های هفتم و هشتم و نهم صورت می پذیرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.



سلام بچه ها! «حلول ماه مهمانی خدا بر شما و خانواده گرامیتان مبارک.»

سری دوم پیک های تابستانی رو از ادامه مطلب دانلود کنید. 

چهارشنبه ها پیک حل شده را تحویل مدرسه بده، جایزه بگیر و دوباره پیک هفته بعد را تحویل بگیر.


امیدواریم تابستان خوبی داشته باشید.



سلام بچه ها!  «حلول ماه مهمانی خدا بر شما و خانواده گرامیتان مبارک.»

قسمت اوّل پیک های تابستانی پایه های اول و دوم و سوم را می توانید از بخش ادامه مطلب دانلود کنید و با صبر و حوصله و کمک گرفتن از بزرگترها آن ها را بخوانید و استفاده کنید. منتظر نظر های شما برای بهتر شدن پیک دوم هستیم .

چهارشنبه ها پیک حل شده را تحویل مدرسه بده، جایزه بگیر و دوباره پیک هفته بعد را تحویل بگیر.

امیدواریم تابستان خوبی داشته باشید. 



هر ایرادی که مبتنی بر دلایل غیر موجه باشد آن را ایراد بنی اسرائیلی می‌گویند: اصولاً ایراد بنی اسرائیلی احتیاج به دلیل و مدرک ندارد؛ زیرا اصل بر ایراد است - خواه مستند و خواه غیر مستند - برای ایراد گیرنده فرقی نمی‌کند. ایراد بنی اسرائیلی به اصطلاح دیگر همان بهانه گیری و بهانه جویی است، که ممکن است گاهی از حد متعارف تجاوز کرده به صورت توقع نابجا درآید. فی‌المثل به یک نفر نقاش دستور می‌دهید که تابلویی از دورنمای قله دماوند برای شما ترسیم کند. نقاش بیچاره کمال ظرافت و هنرمندی را در ترسیم تابلو به کار می‌برد و تمام ریزه کاریها و سایه روشن‌ها را در تجسم قله مستور از برف و قطعات ابری که بر بالای آن قرار دارد کاملا ملحوظ و منظور می‌دارد، به قسمی ‌که جای هیچ گونه ایرادی باقی نماند. ولی مع هذا ممکن است برای اقناع طبع بهانه جوی خویش انتظار داشته باشید که از تماشای آن تابلو احساس سردی و سرما کنید! این گونه ایرادات را در عرف و اصطلاح عامه «ایراد بنی اسرائیلی» گویند که صرفاً از ذات بهانه گیر مایه می‌گیرد.
اکنون باید دید قوم بنی اسرائیل کیستند و ایرادات آنان بر چه کیفیتی بوده، که صورت ضرب المثل پیدا کرده است.

بنی اسرائیل همان پسران یعقوب و پیروان فعلی دین یهود هستند که پیغمبر آنها حضرت موسی، و کتاب آسمانیشان تورات است. بنی اسرائیل اجداد کلیمیان امروزی و نخستین ملت موحد دنیا هستند که از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین فلسطین سکونت داشته و به چوپانی و گله چرانی مشغول بوده اند. بنی اسرائیل به چند قبیله قسمت می‌شدند و هر قبیله رئیسی داشت که او را شیخ یا پدر می‌گفتند. از معروفترین شیوخ آنها حضرت ابراهیم بود که پدر تمام اقوام عبرانی محسوب می‌شود. بنی اسرائیل در زمان یعقوب به مصر مهاجرت کردند و بعد از مدتی به راهنمایی حضرت موسی به شبه جزیره سینا عازم شدند. چهل سال میان راه سرگردان بودند، موسی درگذشت (و یا به کوه طور رفت) و یوشع آنها را به کنعان رسانید. بعد از فوت سلیمان (974 ق.م) دو سلطنت تشکیل دادند؛ یکی دولت اسرائیلی و دیگری دولت یهود. دولت اسرائیلی را سارگن پادشاه آشور و دولت یهود را بخت النصر یا نبوکدنزر، پادشاه کلده منقرض کرد و عده کثیری از آنها را به اسارت برد که بعد از هفتاد سال کورش کبیر شهر زیبای بابل را فتح کرده، همه را به فلسطین عودت داد.
باری، پس از آنکه حضرت موسی به پیغمبری مبعوث گردید و آنها را به قبول دین و آیین جدید دعوت کرد، اقوام بنی اسرائیل به عناوین مختلفه موسی را مورد سخریه و تخطئه قرار می‌دادند و هر روز به شکلی از او معجزه و کرامت می‌خواستند. حضرت موسی هم هر آنچه آنها مطالبه می‌کردند به قدرت خداوندی انجام می‌داد. ولی هنوز مدت کوتاهی از اجابت مسئول آنها نمی‌گذشت که مجدداً ایراد دیگری بر دین جدید وارد می‌کردند و معجزه دیگری از او می‌خواستند. قوم بنی اسرائیل سالهای متمادی در اطاعت و انقیاد فرعون مصر بودند و از طرف عمال فرعون همه گونه عذاب و شکنجه و قتل و غارت و ظلم و بیدادگری نسبت به آنها می‌شد. حضرت موسی با شکافتن شط نیل آنها را از قهر و سخط آل فرعون نجات بخشید؛ ولی این قوم ایرادگیر بهانه جو به محض اینکه از آن مهلکه بیرون جستند مجدداً در مقام انکار و تکذیب برآمدند و گفتند: «ای موسی، ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه قدرت خداوندی را در این بیابان سوزان و بی آب و علف به شکل و صورت دیگری بر ما نشان دهی.» پس فـرمـان الهی بر ابر نازل شد که بر آن قوم سایبانی کند و تمام مدتی را که در آن بیابان به سر می‌برند برای آنها غذای مأکولی فرستاد.

پس از چندی از موسی آب خواستند. حضرت موسی عصای خود را به فرمان الهی به سنگی زد و از آن دوازده چشمه خارج شد که اقوام و قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل از آن نوشیدند و سیراب شدند.
قوم بنی اسرائیل به آن همه نعمتها و مواهب الهی قناعت نورزیده، مجدداً به ایراد و اعتراض پرداختند که: یکرنگ و یکنواخت بودن غذا با مذاق و مزاج ما سازگار نیست. از نظر تنوع در تغذیه به طعام دیگری احتیاج داریم. به خدای خودت بگو که برای ما سبزی، خیار، سیر، عدس و پیاز بفرستد. (آقای دکتر غیاث الدین جزایری معتقد است که مطابق اخبار و روایات وارده مائده آسمانی ماهی و گوشت بریان بوده؛ که تا بزمین برسد مسلماً چند روزی می‌ماند و خوردن گوشت مانده، بدون پیاز ایجاد اسهال می‌کند. لذا چون قوم بنی اسرائیل به تجربه فواید پیاز را می‌دانستند از حضرت موسی خواهان خوراکهایی شده اند که یکی از آنها پیاز بوده است."اعـجـاز خـوراکـیـهـا، چـاپ پـانـزدهم ، ص 206").
دیری نپایید که در میان قوم بنی اسرائیل قتلی اتفاق افتاده، هویت قاتل لوث شده بود. از موسی خواستند که قاتل اصلی را پیدا کند. حضرت موسی گفت: «خدای تعالی می‌فرماید اگر گاوی را بکشید و دم گاو را بر جسد مقتول بزنید، مقتول به زبان می‌آید و قاتل را معرفی می‌کند.»
بنی اسرائیل گفتند: «از خدا سؤال کن که چه نوع گاوی را بکشیم؟» ندا آمد آن گاو نه پیر از کار رفته باشد و نه جوان کار ندیده. سپس از رنگ گاو پرسیدند. جواب آمد زرد خالص باشد. چون اساس کار بنی اسرائیل بر ایراد و بهانه گیری بود، مجدداً در مقام ایراد و اعتراض برآمدند که این نام و نشانی کافی نیست و خدای تو باید مشخصات دیگری از گاو موصوف بدهد. حضرت موسی از آن همه ایراد و بهانه خسته شده، مجدداً به کوه طور رفت، ندا آمد که این گاو باید رام باشد، زمینی را شیار نکرده باشد، از آن برای آبکشی به منظور کشاورزی استفاده نکرده باشند و خلاصه کاملاً بی عیب و یکرنگ باشد.

بنی اسرائیل گاوی به این نام و نشان را پس از مدتها تفحص و پرس و جو پیدا کردند و از صاحبش به قیمت گزافی خریداری کرده، ذبح نمودند و بالاخره به طریقی که در بالا اشاره شد، هویت قاتل را کشف کردند.
آنچه گفته شد، شمه ای از ایرادات عجیب و غریب قوم بنی اسرائیل بر حقیقت و حقانیت حضرت موسی کلیم الله بود که گمان می‌کنم برای روشن شدن ریشه تاریخی ضرب المثل ایراد «بنی اسرائیلی» کفایت نماید.



معمای زیر از چپ به راست 4 علامت را نشان می دهد، علامت پنجم کدام یک از گزینه های زیر است؟

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

↓↓↓↓

جواب
گزینه ت. این معما اعداد 5 4 3 2 1 را نشان می دهد بطوریکه هر عدد یکبار دیگر تکرار و آیینه خودش شده. برای درک بهتر، هر عدد را از وسط نصف کنید متوجه می شوید که اعداد 5 4 3 2 1 در می آیند.



نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی ، یک پیله کرم ابریشم را بر روی درختی می یابد، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد . با حرارت دهان خود آغاز به گرم نمودن پیله می کند ، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند . اما بال هایش هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد .


او می گوید : (( بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود ، اما من انتظار کشیدن نمی دانستم . آن جنازه ی کوچک تا به امروز ، یکی از سنگین ترین بارها ، بر روی وجدان من بوده است . اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه حقیقی وجود دارد : فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان . بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن شاهد بودن وسختی کشیدن عزیزان و صبوربودن و مقاومت کردن ، و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خدا برای زندگانی ما و فرزندانمان برگزیده است

اگرپوسته تخم مرغی که ترک خورده و جوجه میخواهد سر از تخم بیرون آورد به شکستن آن کمک کنید یقین بدانید پس از مدتی جوجه بیمار خواهد شد باید جوجه سختی بکشد تا پوسته را بشکند تا سالمتر و قویتر پا به زندگی گذارد.
نگذارید هیچ چیز و هیچ کس جلوی شما را برای رسیدن به موفقیت بگیرد
بگذارید فرزندانتان زمین بخورند تا تجربه کنند اینقدر آنها را یاری نکنید
هیچ وقت نگران شکست ها ی فرزندان خود نباشید ، چراکه همان شکست شاید ، رهگشای موفقیت و درخشش او باشد .

 

هیچ گاه بار مسئولیت کسی را به دوش نکشید .
جلوی تحقیر شدن او را نگیرید .
آسیب های او را به جان نخرید .
بگذارید تا همین فشارها موجب شکوفایی او شوند .
دانه ای که سعی دارد خود را از دل خاک به بیرون بکشد را ، از خاک در نیاورید .
پیله پروانه ای که خود را با سختی از درون به بیرون می کشد را ، پاره نکنید .
پوسته تخم مرغی که جوجه ای سعی دارد آن را بشکافد و بیرون بیاید ، نشکنید .

 

چرا که شما دریچه های خروج از عالم تاریک و تنگ و رنج آور را به روی آن ها خراب می کنید و مانع پیش روی آن ها در مسیر رشدشان می شوید .
گاه تنها تماشا کردن این صحنه ها کافی است .
بر خودخواهی های خود غلبه کنیم
بر حس مالکیت خود
بر طمع خود
بر زیاده خواهی ها
و
عواطف آسیب رسان خود
مسلط شویم
و دریچه های خیر را به روی فرزندانمان بگشاییم .
به امید شکوفایی عزیزانمان

 



اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.

 

اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.

 

اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند،
همیشه می توانستند تنها نباشند.

 

اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.

 

 اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان،
جستجو نمی کردیم.

 

اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،
حبس نمی کردیم.

 

اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم.
هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛
ولی گنج ها شاید،
بدون رنج بودند.

 



 

 

 

 



قرار نبوده...()

 

قرار نبوده تا نم باران زد، دستپاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر بگیریم که مبادا مثل کلوخ آب شویم

 قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی،ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی،خنده های مصنوعی، آواز های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی ...

 هر چه فکر می کنم می بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم
تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

 قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم
بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند.

قرار نبوده این همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا

 قرار نبوده این تعداد میز و صندلی کارمندی روی زمین وجود داشته باشد
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ...

تا به حال بیل زده اید؟
باغچه هرس کرده اید؟
آلبالو و انار چیده اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.

این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،
برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده اند.

 قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن ما تا قرص خواب لازم نشویم
و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

 من فکر می کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،
بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه زنده بودن مان.

 قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن،
این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

 قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی سال بگذرد از عمرمان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.

  قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.

 قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی
یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

  چیز زیادی از زندگی نمی دانم، اما همین قدر می دانم که این همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده ، همگی مان را آشفته و سردرگم کرده !

 آنقدر که فقط می دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی آوریم چرا ...
منبع:kocholo.org



دانش آموز عزیز آیسان قاسمی کسب مقام سومی در مسابقات کاراته بانوان کشور را که در استان زنجان در تاریخ 25/07/93 برگزار گردیده است را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض مینمائیم.امید است که در آینده شاهد موقیتهای بیشتر شما در این رشته ورزشی وهم در عرصه علمی باشیم ان شاالله.

دبستان ریحانه النبی(س)



چرا ما آدما در مقابل هشدارهای قرآن بی تفاویم و خیلی راحت از کنارش میگذری و هیچ تحولی در زندگیمان ایجاد نمی شود؟

علت اینکه ما احتمالاً به یکی از دو آفت زیر مبتلا شدیم:
1- مبتلا به بیماری ضعف ایمان و کمبود یقین  هستیم و در یک کلمه قیامت باورمان نشده است.

2- غرور بی جا  نسبت به رحمت خدا  و شفاعت اولیاء خدا در فکر ما به وجود آورده و کار ما را به بی پروایی و بی مبالاتی در امر دین خدا کشیده است.

در صورتی که همین یک آیه از قرآن کریم باید برای ما کافی باشد و ما را دگرگون سازد.

"وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا"

و هیچ کس از شما نیست مگر [اینکه‏] در آن وارد مى‏گردد. این [امر] همواره بر پروردگارت حکمى قطعى است. (آیه 71، سوره مبارکه مریم)

آنگاه آنان را که پرهیزگار بودن نجات می دهیم و تجاوزگران را در میان جهنم به زانو در می آوریم. البته مقصود از ورود به جهنم، اشراف پیدا کردن به جهنم است که لازمه ی عبور از صراط است و صراط از متن جهنم کشیده شده و همه باید از آن عبور کنند تا به بهشت برسند یا در بین راه به میان جهنم سقوط کنند.

بله، همین یک آیه کافیه که انسان را بلرزاند تا پیش خود فکر کند که ورودم به جهنم حتمی و نجاتم مشکوک است. نمی دانم از الذین اتقوا هستم که ناجی باشم یا از ظالمینم که هلاک گردم؟

قلب انسان مومن از این آیه پیوسته ترسان و چشمش گریان است تا لحظه ای که خود را ببیند که به سلامت از صراط عبور کرده و مقابل درب ورودی بهشت ندای بشارت آمیز خازن جنت را بشنود که:

"سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ " (آیه 73 سوره مبارکه زمر)
خوش آمدید! داخل شوید و با سلامت و امنیت همیشگی خوش باشید.

چرا همه وارد جهنم می شوند؟
سرّش‌ اینست که‌ جهنّم‌ در آخرت‌ مظهر دنیاست‌ در اینجا، و انبیاء و ائمّه‌ و اولیاء هم‌ در این‌ دنیا آمدند، پس‌ همه‌ در جهنّم‌ آمدند و از این‌ جهنّم‌ باید به‌ بهشت‌ بروند. چون‌ دنیا پل‌ آخرت ‌ و جهنّم‌ پل‌ بهشت‌ است‌، و رسیدن‌ به‌ بهشت‌ و مقام‌ قرب‌ حضرت‌ حقّ بدون‌ آمدن‌ در دنیا و مجاهدات‌ نفسانیه‌ ممکن‌ نیست‌؛ پس‌ همه‌ باید در این‌ جهنّم‌ بیایند و سپس‌ خلاص‌ شوند.
 
شما با چه سرعتی از پل صراط عبور می‌کنید؟
همان طور که گفتیم طبق آیه 71 سوره مریم همه از پل صراط، پلی که از جهنم می‎ گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن  از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. 

 

ما چه تصویری از جهنم داریم، جهنم چه نسبتی با بهشت دارد؟ صراط کجاست؟ آیا جهنم و بهشت تمثیل است یا واقعیت؟ صراط چه ربطی با جهنم و بهشت دارد؟

صراط از مو باریک ‏تر  و از شمشیر تیزتر است. همان پلی است که از جهنم می‎گذرد و به بهشت منتهی می‎شود. صراط بین جهنم و بهشت است و مردم همه پس از وارد شدن به جهنم از پل صراط عبور می‎کنند و در نهایت از آن خارج می‎شوند.

بنا بر فرموده پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عده‏ای با سرعت نور، عده‎ای با سرعت باد، گروهی با سرعت وسیله سواری تندرو، گروهی با سرعت وسیله سواری کندرو، گروهی با سرعت یک انسان دونده و گروهی با سرعت یک انسان پیاده از این پل عبور می‎کنند.

آنان که طبق فرمایش پیامبر گرامی با اعمالشان لیاقت دریافت وسیله‏ای با سرعت نور را دارند، این مسیر را در کمترین زمان و احساس نکردن هیچ حرارتی طی خواهند کرد.

برای این دسته، آتش از خاصیت می‏افتد و نمی‏سوزاند زیرا آنها تبدیل به نور می‏شوند.

نوریان در کمترین زمان و کمترین درد از پل عبور می‏کنند. اما معصومین و اولیای الهی فقط تبدیل به نور می‏شوند و سایرین برحسب پرهیزگاریشان سرعت عبورشان معین خواهد شد و هرچه سرعتمان بالاتر باشد، سوزش کمتری خواهیم داشت یعنی کمتر عذاب می‏شویم.

بنابراین ای نفس من! نافرمانی نکن چون از روی پل به اعماق آتش پرتاب خواهی شد. هرچه نافرمانیت بیشتر باشد، شدت پرتابت به عمق آتش بیشتر می‏شود. تقوای بیشتری داشتن باعث می‏شود که مسیر را سریع‏ تر از دیگران طی کنیم.

به هر مقدار از دین را می‏دانیم حتی اگر یک صدم باشد همان را عمل کنیم، بخشی از 99 درصد باقیمانده بسته به ظرفیت وجودمان به ما آموخته خواهد شد. راه آموختنش سر راهمان قرار می‎گیرد. حالِ آموختنش به ما تزریق می‎شود یا هر تصور دیگری.

اگر می ‎خواهید تقوایتان را بسنجید، ترجمه خطبه متقین نهج البلاغه را بخوانید و اگر قانعتان نکرد به یکی از شرح ‏ها و تفسیرهای نهج البلاغه مراجعه کنید. قدم به قدم 114 صفت بیان کننده تقوی را در خودتان پیاده کنید.

سرعت رد شدن از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. در درجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏ شویم و آتش جهنم هیچ آسیبی به فرد نمی‏ رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است.

به اندازه تقوایت بالاخره از پل رد خواهی شد ولی اگر تقوای انسان از حداقل نیز برخوردار نباشد که طی چند هزار سال از پل صراط بگذرد به داخل آتش پرتاپ می‎شود.

شدت پرتاپ و عمقی که به آن می‏ افتد فقط بر مبنای امتیاز منفی سرکشی و نافرمانی است. نافرمانی  هم یعنی عدم انجام بایدها و عدم پرهیز از نبایدها.

تنها راه نجات انسان پایین بردن نمره نافرمانی و بالا بردن نمره قبولی اوست.



این ختم را هدیه به امام رضا(ع) کنید تا حاجت بگیرید

 

این ختم را هدیه به امام رضا(ع) کنید تا حاجت بگیرید

برای مقصود عظیم ۷ روز ۷ مرتبه سوره یس را بخواند و از روز شنبه شروع کند

تا روز جمعه ختم نماید و در وقت خواندن با کسی حرف نزند و در خلوت باشد و ثوابش را به روح امام رضا علیه السلام قربت کند البته مقصود او حاصل شود مجرب است .

 آثار دهگانه قرائت سوره یس:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند:

1) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

2) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

3) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

4) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛

5) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

6) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

7) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

8) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

9) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛

10) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند.



آدمی، زندگیِ پیش‌ساخته نیست. این تو هستی که با چیدن به‌موقع قطعه‌های پازل، زندگی هدفمند خود را نقش می‌بندی و از وقایع و بحران‌های زندگی، جرأت، شهامت، صبوری و پذیرش را می‌آموزی



 

نقش دین در کاهش آسیب های روانی اجتماعی

 

     چکیده:

هدف ازتدوین این مقاله، بررسی دین ونقش آن درکاهش آسیب‌های روانی، اجتماعی، دینی دانش آموزان با محوریّت خانواده است. به نظر می‌رسد نقش خانواده در کاهش آسیب‌های اجتماعی بسیار حیاتی و مهّم است. علاوه برآن توجّه به دین وآموزه های دینی درشرایط فعلی می‌تواند در کاهش آسیب‌های روانی، اجتماعی ودینی نقش اساسی ایفا نماید.

یافته های تحقیق حاکی ازاین امر است:بی توجّهی یاناآگاهی خانواده‌ها، اجتماع به مسأله تربیت دینی است که درعمق روح وجان انسان نفوذ کامل نداشته است وهمین امرباعث شده که آسیب‌های روانی، اجتماعی ودینی به سختی پیشگیری گردد.   براین اساس راهکارهایی به این شرح بیان شده است:

  • انتخاب همسرمناسب ومعتقد به اسلام ناب محمدی (ص)
  • تغذیه ورشد فرزند ازشیر و اغذیه ی حلال و با وضوبودن مادر و رفع نیازهای جسمانی وروانی فرزندان
  • اعتدال درآموزش وتشویق به نماز ودیگر عبادات
  • آموزش آداب دینی متناسب با سنّ کودک
  • خواندن نماز همراه باکودک.

     مقدّمه:

انسان برای کامل شدن و به تمامیّت رسیدن همانند غنچه ای است که باید زمینه و شرایط مساعد برای او فراهم باشد تا شکوفا شود. انسان ابعاد و لایه‌هایی دارد که فرایند تعلیم و تربیت شکوفا می‌شود. درجاتی از استعدادها و توانایی‌ها در وجودش هست که از طریق پالایش استخراج می‌شود. شناخت معبود و آفریدگار، محبّت را در دل او ایجاد می‌کند و این محبّت، انسان را به پرستش، عبادت و اظهار کوچکی وتواضع در برابر حقیقت وا می‌دارد، عبادت رمز کمال آدمی و تربیت یافته‌ی دین کامل است وخالق شایسته عبادت، ره یافتگان به سوی خالق جز او به ساییدن پیشانی بر خاک آستان معبود به تعالی نرسیدند.

درمقاله ی حاضرعوامل مؤثّردر تربیت دینی فرزندان و روش‌های تربیت دینی از قبیل – روش محبّت – الگویی – معرفتی – شرطی -  ایجاد رغبت و جاذبه های غیر مستقیم – تلقین – اقتدار – تکرار و مداومت بیان شده است. در ادامه، موانع و چالش‌های موجود در تربیت دینی عنوان شده و سپس نتیجه گیری، راهکارها و پیشنهادهایی ارائه شده است.

      تعریف تربیت دینی:

در این چمن نکنم سرزنش به خودرویی            چنان که پرورشم می‌دهند، می‌رویم

تربیت در لغت به معنی نشو و نما دادن، زیاد کردن، برکشیدن و مرغوب ساختن است. مجموعه روش‌هایی که شخص برای رشد و تکامل توانایی‌ها و نظرات و سایر اشکال رفتارش که در جامعه وی ارزش مثبت دارد؛ در پیش می‌گیرد؛ و به عبارتی دیگر تربیت در واقع پرورش دادن استعدادهای بالقوّه است و تبدیل آن‌ها به استعدادهای  بالفعل است. هدف تربیت باید به گونه ای باشدکه متربّی، هیچ چیزی را به طور عاریه ای تصنعی و وابسته مدار، طفیلی و انگل گونه از دیگران کسب نکند. تربیت دینی باید متّکی به خود، مبتنی بر فطرت خویش و برگرفته از استعدادهای درونی و توان خودش محقّق شده باشد وانگیزه کمال جویی او از درون خودش بجوشد.

    عوامل مؤثّر در تربیت دینی فرزندان:

مقوله‌ی تربیت از ابتدایی‌ترین واساسی ترین ومهّم ترین نیازهای زندگی بشری است. از این رهگذربرای انسان مسلمان تربیت اسلامی ضرورتی مضاعف دارد. حضرت علی (ع) در باب اهمّیّت تربیت می‌فرمایند: «میراثی به مانند ادب وتربیت وجود نداردو به عبارتی گران بهاترین چیزی که پدران برای فرزندانشان به ارث می گذارندادب است».تعلیم و تربیت دینی محصول کارکرد تمام دستگاه های فرهنگی – تربیتی مانند مدرسه، خانواده، رسانه های جمعی، نهادهای سیاسی، اقتصادی و... درکنارمحیط اجتماعی است. والدین به دلیل نفوذ بر فرزندان، باید از روش‌های مطلوب درپرورش مذهبی، ایجاد انس دینی، عادات دینی، معرفت دینی تمام تلاش خود را بکنندتا تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان به نتیجه‌ی مورد نظر برسد. مهم‌ترین روش‌های تربیتی عبارتنداز:

1. روش محبّت: یکی ازمهّم ترین، بادوام ترین روش درتربیت دینی به حساب می‌آید. نگرش مثبت فرزندان نسبت به مذهب ودین ریشه درمهرومحبّت والدین دارد. استفاده ازعواطف، محبّت، نیکوگویی والفت و مهربانی دراین زمینه تأثیر به سزایی دارد.

2. روش الگویی : چون پدران ومادران برای کودکان مقدّس هستند وازطرفی کودکان ازوالدین الگووسرمشق می‌گیرند، نیازاست والدین خود نمونه کی امل از رفتارهای دینی باشند تا در ذهن و جان کودک نقش ببندد.

3. روش معرفتی (آموزش یادگیری) : کنجکاوی و دانستن که امری فطری است در همه وجود دارد. سعی کنیم زمینه های رشد، آگاهی وشناخت وکسب معرفت را درکودکان فراهم آوریم. چون قلب کودک پذیرای هر نوع آموزش و معرفتی است. اولیا باید با توجّه به ظرفیّت ذهنی کودک به او آموزش بدهند و  به سؤالات مذهبی او با استدلال و منطق پاسخ دهند.

4. روش شرطی: روان شناسان معتقدند که بین محرک و پاسخ، هر گاه پیوند ایجادونهادینه شود یادگیری صورت گرفته وبراین اساس هرگاه مراسم مذهبی وشعائردینی همزمان با امورخوشایند درنظر کودکان انجام گیرد علاقه مندی آنان افزایش می‌یابد.

5. ایجاد رغبت و جاذبه های غیرمستقیم : با در نظر گرفتن بهترین جای منزل و اتاق برای اقامه‌ی نماز و اهدای سجاده و مهر و تسبیح و عطرهای معنوی برای این فرضیه‌ی دینی، خاطره‌ی خوش وآراستگی رادرذهن اوتداعی می‌کند.

6. روش تلقین : از عالی‌ترین کلمات در اوج عظمت و شور معنوی  استفاده شودوعظمت  اعمال دینی و نماز بیان شود. گفته شود که نماز گزار چهره ای گشاده دارد؛ حرف زشت نمی‌زند؛ راستگو است؛ غیبت نمی‌کند و ... این روش در ذهن کودک جا می‌افتد وخود را تربیت یافته دین می‌گرداند.

7. روش اقتدار : با لحن محترمانه و از روی محبّت، امّا در عین حال محکم و متین فرزندان را به رعایت مسایل دینی و انجام فرائض دینی رهنمون کنیم. طبق فرمایش حضرت علی (ع) از سن 7 سالگی باید بچّه را به خواندن نماز امر کرد.

8. روش تکرار و مداومت : والدین با تکرار و مداومت در اعمال مذهبی می‌توانند فرزندان را دین پرور و تربیت پذیر مکتب قرآن درآورند.



 

یکی از مسائلی که د‌ر تمامی جوامع و د‌ر زمان‌های مختلف وجود‌ د‌اشته و د‌ارد‌، آسیب‌های اجتماعی است که د‌ر هر جامعه‌ای (با توجه به شرایط) برای مقابله، کنترل و کاهش آن اقد‌امات متعد‌د‌ی صورت گرفته و می‌گیرد‌. هد‌ف کلی پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی د‌ر میان د‌انش‌آموزان افزایش آگاهی به منظور کنترل و کاهش آن است.
پیشگیری د‌ارای سه سطح است:
۱) پیشگیری نوع اول؛ هد‌ف ارائه اطلاعات و ارتقای آگاهی د‌انش‌آموزان برای جلوگیری از گرایش آنان به آسیب یا آسیب‌های اجتماعی است که از اهمیت بسیار بالایی برخورد‌ار است. د‌ر این سطح برنامه‌ها به د‌و شکل ارائه می‌شود‌:
الف) برنامه‌های پیشگیری همگانی یا گسترد‌ه که شامل همه د‌انش‌آموزان یا تعد‌اد‌ زیاد‌ی از آنان می‌شود‌ یا مثل آموزش پیشگیری از اعتیاد‌، پیشگیری از کود‌ک آزاری و...
ب) برنامه‌های پیشگیری ویژه یا منتخب، شامل د‌انش‌آموزانی است که د‌ر معرض آسیب یا خطر هستند‌، مثل د‌انش‌آموزان د‌ارای والد‌ین معتاد ‌.
۲) پیشگیری نوع د‌وم؛ هد‌ف ارائه خد‌مات تخصصی د‌ر کوتاه‌ترین زمان به بهترین شکل به د‌انش‌آموزان است که د‌چار آسیب یا آسیب‌های اجتماعی شد‌ه‌اند‌، به گونه‌ای که د‌ر آن شرایط اد‌امه زند‌گی سالم و مستقل بد‌ون ملاحظه افراد‌ متخصص برای آنان میسر نیست. مد‌اخله د‌ر این سطح می‌تواند‌ زمان اد‌امه مشکل را کم کرد‌ه و میزان آسیب وارد‌ه به د‌انش‌آموزان، خانواد‌ه آنان و جامعه را کاهش د‌هد‌؛ مثل کمک به د‌انش‌آموزان معتاد‌ برای ترک اعتیاد‌ یا کمک به د‌انش‌آموزانی که مورد‌ آزار قرار می‌گیرند‌.
۳) پیشگیری نوع سوم؛ هد‌ف ارائه خد‌مات تخصصی و پی‌گیری د‌انش‌آموزانی است که د‌چار آسیب‌های اجتماعی شد‌ه و مرحله د‌رمان یا سطح د‌و را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند‌ تا بتوانند‌ به زند‌گی سالم و مستقل خود‌ اد‌امه د‌هند‌. د‌ر واقع بازتوانی و قاد‌رسازی آنان به این روش صورت می‌گیرد‌.
● روش‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی
انتخاب روش مناسب برای ارائه برنامه‌های پیشگیری بسیار مهم است. د‌ر انتخاب روش‌ها به چند‌ نکته باید‌ توجه شود‌:
الف) روش‌ها باید‌ جذاب باشند‌.
ب) روش‌ها باید‌ متناسب با محتوای آموزشی باشند ‌.
ج) روش‌ها باید‌ با توجه به شرایط خاص د‌انش‌آموزان انتخاب شوند‌.
د‌) روش‌ها باید‌ مشارکت د‌انش‌آموزان و اولیای مد‌رسه را د‌ر پی د‌اشته باشند‌.
از جمله روش‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی عبارت‌اند‌ از:
۱) بحث گروهی د‌ر زمینه مشکل یا نیاز خاص با حضور معلمان و د‌انش‌آموزان.
۲‌) بحث گروهی والد‌ین، اولیای مد‌رسه و د‌انش‌آموزان با یکد‌یگر.
۳) پخش فیلم‌های آموزشی کوتاه د‌ر زمینه آسیب‌های اجتماعی و تحلیل آن فیلم‌ها با مشارکت د‌انش‌آموزان و اولیای مد‌رسه.
۴) اجرای نمایش و تئاتر توسط د‌انش‌آموزان د‌ر زمینه آسیب‌های اجتماعی و تحلیل آنها، مشارکت د‌انش‌آموزان و اولیای مد‌رسه.
۵) برگزاری مسابقات متعد‌د‌ د‌ر زمینه آسیب‌های اجتماعی از قبیل نقاشی، کاریکاتور و...
۶) تهیه و تد‌وین بروشورهای آموزشی توسط اولیای مد‌رسه و توزیع بین د‌انش‌آموزان.
۷) برگزاری جشنواره‌های متنوع، شاد‌ و جذاب با هد‌ف ارائه اطلاعات د‌ر زمینه آموزش پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی.
۸) برگزاری ارد‌وهای کوتاه‌مد‌ت با هد‌ف ارائه اطلاعات د‌ر زمینه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی.
۹) آموزش مستقیم کلاسی.
۱۰) برگزاری کارگاه‌های آموزش برای د‌انش‌آموزان د‌ر زمینه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و آموزش مهارت‌های زند‌گی.
۱۱) تهیه و تد‌وین کتابچه‌های آموزش د‌ر این زمینه و توزیع بین د‌انش‌آموزان.
۱۲) پخش تیزرهای آموزش د‌ر مد‌ارس.
۱۳) استفاد‌ه از هنرمند‌ان و ورزشکاران رشته‌های مختلف د‌ر مد‌ارس برای ارائه اطلاعاتی د‌ر زمینه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی.
۱۴) د‌رج اطلاعات مفید‌ آموزشی د‌ر کتب تحصیلی د‌انش‌آموزان د‌ر این زمینه.
۱۵) تقویت و گسترش برنامه‌های ورزشی د‌ر مد‌ارس و ارائه خد‌مات مشاوره‌ای به د‌انش‌آموزان.
د‌ر امر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، علاوه بر شناخت عوامل زمینه‌ساز بروز آسیب‌های اجتماعی به عواملی که می‌توانند‌ زمینه تقویت د‌انش‌آموزان را برای مقابله با مشکلات افزایش د‌هند‌، باید‌ توجه شوند‌. از جمله آنها می‌توان از آموزش‌ مهارت‌های زند‌گی (مهارت‌های مقابله‌ای) به د‌انش‌آموزان نام برد‌. فراموش نشود‌ که د‌ر برنامه‌های پیشگیری مؤثر، فعالیت اصلی تقویت اصول مهارت‌های زند‌گی است.


مطالب قدیمی تر »